ابزار چت روم

چت روم


سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی


 

حرفهای ما هنوز ناتمام  :تا نگاه میکنی


وقت رفتن است !باز هم همان حکایت همیشگی پیش از ان که باخبر شوی لحظه ای عزیمت تو

ناگزیر  میشوی... آی!


ای دریغ و حسرت همیشگی

دل نوشته قیصر امین پور حسرت فرصت سوزی از دست دادن فرصت ها


  


وقتی که گریم میگیره دلم میگه مبارکه قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه
وقتی که گریم میگیره یه آسمون بارونیم اما به کی بگم خدا من تو دلم زندونیم
سرمو بالا میگیرم کسی جوابم نمیده خیلی شباست یه رهگذر به گریه هام نخندیده
چه روز و روز گاریه منو یه دنیا بیکسی شدم یه مشت خاطره یه کوره ی دلواپسی
می خوام تلافی نکنم حرمت دلو میشکنم دارن به جرم سادگیم چوب حراجم می زنن
تو این ولایت غریب دل مردهها عزیزترن قحطی عشق عاشقاست دلای سنگی می خرن


  


تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی؟


دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی


تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی


که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی


فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد


چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟

 


  


 

 چه اشتباه بـزرگیست ، تلخ کردن زندگیمان...... برای کسی که در دوری ما............ شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند .............


  


یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :
خانوم معلم من باید برم کلاس سوم
معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟
اونم میگه :
آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم
توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه ؟!
معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن
خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم !
خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم : میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟ مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده : پا دوباره خانوم معلمه میپرسه: پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده : جیب دوباره خانوم معلمه سوال میکنه: اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده : دست دادن باز معلمه سوال میکنه : بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وفتی میاد بیرون شل و چسبناک مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه: آدامس بادکنکی دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم !!!

 


  


به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم
)ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح(
 
 
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
 
 
رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت
 
 
رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی
گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی
گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی
گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری
 
 
رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه
)گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها(
 
 
میخوام مسواک بزنم  
مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟
میگم بله مامان جون..
میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟
میگم بله مامان جان..
میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی
منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون
 
 
بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین
)ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)
 
 
 
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.
]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر[
 
 
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس
 
 
از اتاقم اومدم بیرون ،در دستشویی رو باز کردم .مامانم میگه داری میری دستشویی؟میگم نرم؟؟؟
 
 
به مامانم میگم پول بده!!!میگه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟؟نکنه همشو خرج کردی؟؟؟ تا اومدم بگم  پـَـ ....زد تو دهنم,نذاشت حرف بزن
من فقط میخواستم بگم پـَـَـس اندازشون کردم
 
 
ماه رمضونی 6 صبح رفتم تهران، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟
میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه
]ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کم کردن غیظ [
 
 
نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم
(واحد نفوذی پ نه پ)
 
 
رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید
فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟
گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید
)ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ‌سازی به جای حاضر جوابی(
 
 
رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین (کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)
 
 
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل
(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)

  


 
همین‌ها هستند!
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی. آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند. آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند. دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی. آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه. آدم‌های پیامک‌های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم‌های پیامک‌های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی. آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند. آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست. آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی. آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند. همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه!
--
مطمئنم که یو ، یکی از همین آدمها هستی...مطمئنم
 
&gt;:D< big hug

  


این حقیقت قرن 21، شرم بر این انسانها، خواهش می کنم این لینک رو بدین همه بخونن تا بفهمن تو چه دنیای کثیفی زندگی می کنن
این یه داستان واقعیه از یه مقاله علمی تکان دهنده ای که تو چین منتشر شده، به همراه این خبر چند عکس نیز آمده است
تو ایالت کانتون چین (یا تو کشور چین)، سوپ گیاهی به همراه گوشت نوزاد سرو میشه که تبلیغ زیادی کردند که سلامتی و میل جنسی رو به طرز عجیبی بهبود می بخشه
قیمت سوپ 4000 دلاره حدودا و یک کارخونه دار تو مصاحبه ای که کرده گفته تاثیر این سوپ خوشمزه رو به عینه دیده!
این سوپ ترکیبی از مغذی ترین گیاهان، گوشت مرغ و جنین سالم انسانه که 8 ساعت آب پز یا بخارپز میشه!
این کارخونه دار 62 ساله با همسر دومش که 19 سالش بود بعد دو هفته باز واسه سرو سوپ اومده بود و راضی بود از اینکه تونسته تو این دو هفته هر روز با همسرانش --- داشته باشه!
یه روز زن و شوهری که دو دختر داشتند وبچه سومشون که جنین 5 ماهه بود و دختر تشخیص داده شده بود رو سقط کرده بودن اومده بودن واسه فروش!
قیمت این جنین 2000 دلاره، اگه کسی حاضر به فروش جنین مرده نشه، جفت جنین (اونایی که کمی مطالعه دارن، میدونن جفت جنین چیه) هم خریداری میشه، اما فقط 200 دلار
توضیح : این سوپ تندرستی در واقع یه هشدار جدی و یه پشت پا به بشریته
خواستگاه فعلی این حادثه چینه، عامل اصلی اینجور پدیده ها قانون تک فرزندیه، پولداراشون بچه پسر دوست دارن و فقیراشون دوست دارن حالا که دخترشون رو مجبورن سقط کنن به یه پولی برسن

  


یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه میخوند که یهو زنش با ماهیتابه میکوبه تو سرش
مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟
زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود ...

مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود  
زنش معذرت خواهی میکنه و میره به کارای خونه برسه 
 
نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند
 
سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با یه قابلمه بزرگ دوباره میکوبه تو سرش!
بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟
  
زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود !
 
نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حدس میزنند

  


به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم :
شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند!!!
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است!
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید تختتان کنار پنجره باشد؟!!

********
1.راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست!!!
2.در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی !!!
3.همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست...

  

پیام رسان
 

+ می دانم برترین توشه رهرو به سوی تو، اراده استوار و فروتنی یاری خواهانه است و اینک، قلبم با اراده ای استوار و فروتنی متواضعانه با تو رازگویی می کند .

+ وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام …

+ چرا دلتون برا من تنگ نشده بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود هااااااااااااا؟؟؟؟:((((((((((((((((

+ خداوند بی‌نهایت است اما به قدر نیاز تو فرود می‌اید، به قدر ارزوی تو گسترده می‌شود و به قدر ایمان تو به او کارگشاست

+ ببخشید بچه ها چنتا عکس طنز میخوام میشه ادرسشو برام بفرستین؟؟مرسی

+ سلام بچه ها خوبین؟حالتون چطوره؟

+ سلام دوستای خوبم.وقتی خداحافظی کردمو گفتم دیگه نمیام خیلیا ازم خواستن که لا اقل ج کنکورمو بگم بهتون حالاهم این فیدوزدم بگم تو استان خودم و رشته حسابداری قبول شدم

+ گم شدم توی شبی که خودمم،شبی که حتی یه فانوس نداره/منوبا خودت ببر به روشنی،اخه هیشکی مث تو منو دوس نداره/هی دلم لک زده واسه یه هم زبون،شیشه ی دل همه سنگ شده/میدونی دلیل گریه هام چیه؟،آآآآآآآآآی خدا،دلم برات تنگ شده..........

+ سلااااااااااااااام کسی خونه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اهای صابخونه؟؟

+ بچه ها فکر بد نکنینا این گلایولو نمیشناسمش اما خیلی عوضیه ابرو هرچی ادمه برده.تورو خدا یکی ادبش کنه



مشخصات مدیر وبلاگ
لوگوی وبلاگ

بایگانی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 6
کل بازدید : 43315
کل یاداشته ها : 210
لوگوی دوستان
دوستان

جزیره علم خاطرات دکتر بالتازار أنّ الارض یرثها عبادی الصالحون مهاجر عشق سرخ من چم مهر سکوت خیس کلبه تنهایی جوجولی choobak33 آموزشی- روانشناسی کلبه حامل نور ... ان شاء الله عشق گمشده حرف های تنهایی red rose قافیه باران قاصدک وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید) حرم الشهدا احمد چاله پی Dark Future دل نوشته های یک دختر شهید قاری عشق Manna سفیر دوستی ورزشهای رزمی پروانگی کلبه تنهایی مهاجر جیغ بنفش در ساعت 25 ابـــــــــــرار رهگذری غریب مردود جبهه فرهنگی امام روح الله مازندران محمودآباد گروه اینترنتی جرقه داتکو بچه ها من تنهام!!!کمک عاشقانه من و تو شهید قنبر امانی مرگ عاشق تا شقایق هست زندگی اجبار است . مینوسم ازخودم ازشهرم انار_رفسنجان سکوت ابدی مکاشفه مسیح به وبلاگ بر بچون دزفیل(دزفول) خوش اومهِ اجتماعی هر چی تو دوست داری .: شهر عشق :. بی خیال بابا بخند با ولایت زنده ایم موعود هادی السلام علیک یا فاطمه الزهراء (س) هیئت کنج دلتنگی های من! اصولی رایانه پرسپولیس همسایه خورشید کلبه ی عشق انتظار ایرانیان ایرانی باشگاه پرواز سکوت پرسروصدا حقوقی و فقهی اسمان کهف الشهداء GOD.... حباب خیال نبض شاه تور می گذره ... KING OF BLACK پارسال دوست امسال آشنا عدالت جویان نسل بیدار سینوهه اخبار دنیای عشق ღ♥ღ من و تو ღ♥ღ صل الله علی الباکین علی الحسین مهنازوپسراش مهندسی متالورژِی ایرنی ستاره سهیل خورجین عشق *ایستگـــــــــــــــــــــــــــاه انـــــــــــــــــــــرژی* ستاره غلط غو لو ت بهار صداقت** margerit فقط خدا خسته ام ما آخر رفاقتیم زازران همراه اخر adamak نسل تو در تو ستون فقرات(درد کمر) ME&YOU به تو می اندیشم ... خلوت دل *غدیر چشمه همیشه جاری*

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ